سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
389
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
بالزيادة و النقصان ، إما لقلتهما لو لترتب غرض آخر يقابله كالصبر بدين حال و نحوه . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : مگر آنكه اقدام بر چنين معاملهاى ( معاملهايكه ثمن از قيمت واقعى كم يا زياد باشد ) سفهى محسوب شود . شارح ( ره ) مىفرماين : يا بايع ، معامله سفهى كرده باشد به اينكه مبيع را به قيمت بسيار نازلى فروخته باشد كه از نظر عرف در اين كار همچون سفهاء مشى نموده باشد و يا مشترى مثمن را به نرخ فوق العادهاى خريده كه اهل تجارت و كسب او را سفيه بخوانند . و بهرتقدير در اين مورد معامله باطل است . سپس مىفرماين : گاهى بواسطه غرض صحيح معامله مزبور از سفهى بودن خارج مىگردد مثلا اگر پول زياد ولى متاع نادر الوجود باشد و آن را بثمن فوق اضعافش بخرند معامله را اهل عرف سفهى نمىدانند چنانچه در صورت عكس يعنى كم بودن پول و فراوان بودن متاع اگر آن را به ثمن بخس و ناچيز بخرند معامله سفهى به حساب نمىآيد . يا مثلا اگر مشترى در مقابل دين حالّى كه به بايع دارد اگر متاعش را از او به قيمت بيشترى بخرد او مطالبه دين خود را فعلا به تأخير مىاندازد پس در اينجا چنين معاملهاى را سفهى نشمرند . قوله : اما لقلتهما : يعنى قلّت ثمن و مثمن . قوله : او لترتب غرض اخر يقابله : فاعل [ يقابله ] ضميرى